جوانی متفاوت از زمانه
او آمده بود تا مأموریتی را که برای خود تعریف کرده بود را کامل کند. از پس همه ی فعالیت های دوران نوجوانی و جوانیش و از پی مطالعات خوب و عمیقش به یک برداشت رسیده بود. برداشتی که می توانست خیلی ها را به خود جذب کند. محتوی مطالب ارائه داده شده به همراه جذابیت و شور در ارائه و مواظبت از حواشی باعث شده بود تا او بتواند جمعیتی را با خودش همراه کند. علاوه بر اینها مدیریت خوبی که داشت و پیشگامی در خیلی از زمینه های کاری تعریف شده از او شخصیتی ساخته بود که دیگران می توانستند او را به عنوان یک تکیه گاه بپذیرند. اما این همه ی ماجرا نبود. یکی دو سالی با هم این شیوه گذشت و آنها تصمیم گرفتند تا به وضعیت اقتصادی فردی و جمعی گروه رسیدگی نمایند. در حقیقت پس از بستن مبنای فکری و ایجاد یک زبان تقریبا هماهنگ بین افراد آن جمع حالا می شد خیلی از کارها را با آن فکر انجام داد. آنها تصمیم گرفتند تا دست به یک حوزه ی کاری مشخص بزنند. کشاورزی را انتخاب کردند و پس از جلسات کاری متعدد تیم اقتصادی را که شامل آقایان گروه بود راه اندازی نمودند. دو نفر به صورت مستمر در جلسات کاری اقتصادی حضور فعال داشتند و پس از بررسی کارهای متعدد و متنوع به کشت کشاورزی با موضوعیت گیاهان دارویی رسیدند. حالا شروع کردند و از جمع همراهشان استمداد طلب کردن. تقریبا هرکه هر چه در توان داشت گذاشت تا سال اول کار شروع شود و شروع شد و همه ی افراد گروه را هم درگیر خودش کرد. سال اول به عنوان یک تیر قلق بود و هرچه می زدند به در بسته می خورد. و تقریبا آن سال بدون عایدی ملموس اقتصادی و نقدی به پایان رسید ولی تجربه کار و شیرینی حوزه کاری و متناسب بودن فضای گروهی کار کشاورزی با روحیات اکثر افراد و با مبانی خوانده شد باعث شد تا گروه جسورانه برای سال دوم برنامه ی مدون تر و سازماندهی تری برای کار کشاورزی بچیند. شروع کرد به تحلیل و بررسی نیروهایش. و تقریبا عمده افراد را نگه داشت و ما بقی را به یک فضای متفاوت کاری هدایت نمود. همه ی این فعالیت ها و همه ی این برنامه ریزی ها در قالب کار تیمی ولی با هدایتگری و محوریت اصلی آن مرد حرفه ای انجام می شد. بالاخره سال دوم کار کشاورزی با تأمین اعتبااری میلیاردی و با گذشتن افراد گروه از مال و منال و مسکن و طلا و زمین و خانه و .... . شروع شد. پروژه ای که می خواست تحول بزرگ ایجاد نماید هم در وضعیت اقتصادی افراد و هم در وضعیت اقتصادی گروه. افرادی که به دلایل عدم همراهی با مبانی چیده شده گروه. کنار گذاشته شده بودند حال در اتصال با آن گروه ولی مجزا فعالیت نیمه فرهنگی و اجتماعی خود را شروع کردند. و تیم کشاورزی از دل تیم اقتصادی ظهور کرد. حالا تامین مالی صورت گرفته بود و گروه اقتصادی با دست باز و با نگاه به مبانی خوانده شده تلاش می کرد تا آن مبانی را در عمل و با یک کار بر روی زمین پیاده کند. تیم اقتصادی شروع کرد به پیگیری های گسترده برای کار کشاورزی در سال جدید. تصمیم گرفت زمینی را خریداری کند. این کار را کرد و نزدیک به سیزده هکتار زمین بدون آب را خریداری نمود. غافل از آنکه مسأله اصلی در کشاورزی آب است و نه زمین. با هزینه های بسیار بالا استخر بزرگی را طراحی و ساختند و با یک تیم به ظاهر همراه زیر ساخت های دیگر زمین از جمله موتور پمپ و خریداری آب و دیگر ضروریات فعالیت کشاورزی را در زمین ایجاد نمودند و سه هکتار زمین را با جگر خونی آماده کردند برای کشت سبزی زمستانی در جنوب. و الباقی زمین را بردند زیر کشت گندم دیم. این تیم با فراز و نشیب های بسیاری کار خودش را جلو برد و مدام بین میدان و مبانی در رفت و آمد بود و هر روز افراد تحت نظارت و مدیریت بودند و فعالیت و کارکرد آن ها با مبانی چک می شد. خانه ای در نزدیکترین جای ممکن به زمین کشاورزی اجاره نمودند تا بهتر بتوانند به کارها رسیدگی نمایند. اما هر چه کار جلوتر می رفت مسائلی از درون گروه بیرون می آمد که هر کدام از آن مسائل حجم عظیمی از مشکلات را برای گروه ایجاد می کرد. مرد مبارز و حرفه ای جمع نمی خواست شرایط ایجاد شده از دستش خارج شود و با لابی های گسترده همه ی همت خود را مصروف می کرد تا کار ضربه نخورد. اما بالاخره آن جمع نتوانست زیاد دوام بیاورد و اندک اندک افراد از گروه کنار گذاشته شدند. با دلایل مختلف و با پوشش های متعدد. اختلافات مالی و اختلافات سیستم های پرداخت و اختلاف در ایجاد لابی از سوی دیگران علیه رهبری گروه و تیم اقتصادی همه و همه سبب شد تا آن جمع یکدست عملا دو شقه شود. کار با ده نفر و سه هکتار زمین زیر کشت شروع شده بود و حالا هفت نفر و سه هکتار زمین زیر کشت مانده بودند. آن سه نفر در پی جلسات متعدد مجبور به کنار گذاشتن شدند. اما آن جمع تصمیم گرفت با جدیت مسیر را جلو ببرد. کار و کار و کار. اما در نهایت نتوانستند در پایان سال زراعی محصول سبزی خوب و پردرآمدی را کسب کنند. علاوه بر آن سه نفر. دو نفر دیگر از هم جمع دیگری که متصل بود به آن گروه و در فاز فرهنگی و اجتماعی مشغول بودند از گزوه کلی رفتند و آن جمع یکدست ابتدای راه کم کم ریزش کردند. گویا مبانی حرکت و یا شیوه اجرای مبانی در میدان چندان کارگشا نبود و یا با اختلال مواجه می شد. آن سال هم تمام شد و کشاورزی جز تجربه از لحاظ اقتصادی عایدی چندانی نصیبش نشد. سال 1400 داشت می رسید. سایه کرونا این بیماری همه گیر و استثنایی قرن همه جا رخنه کرده بود و بوی مرگ از هر کوی و برزن به مشام می رسد. کشور در حال آماده شدن رای یک تغییر اساسی ر شیوه ی حکمرانی و مدیریت بود. مدیریتی که پس از 8 سال مردم را به خاک سیاه نشانده بود. رهبر گروه با پشتبانی گروه یک تغییر استراژی داد و تصمیم گرفت حالا که آن جمع اولیه وجود ندارد. تلاش شود تا جمع موجود یعنی تیم کشاورزی و گروه سه نفره ی فرهنگی اجتماعی در یک حوزه فرهنگی مشخص فعالیت نمایند. تیم فرهنگی پادکستی را برا ی انتخابات 1400 به صورت هفتگی در فضای مجازی منتشر می کرد و از طرفی هم تیم کشاورزی با فراغت بیشتر تلاش کرد تا کارها عقب مانده مثل پیاده کردن صوت های جلسات مبانی فکر مشترک را پیاده سازی نماید. این دو کار همزمان پیگیری می شد گروه تصمیم گرفت به صورت جدی وارد فاز رسانه ای شود. پس از بحث های طولانی در زمینه نحوه ورود به عرصه رسانه و اینکه آیا یک رسانه به نام جمع داشته باشیم و یا هر فرد رسانه مستقل و ذیل اشراف گروهی. بالاخره به این رسیدند که هر فرد رسانه مستقل خودش داشته باشد ولی تمام محتوی با نظارت گروه بارگذاری شود. تقریبا 4 ماه به همین منوال سپری شد و پس از آن با پر رنگ شدن انتخاب مسیر افراد مجدد یک ریزش و رویش های در گروه اتفاق افتاد. افراد مصمم شدند تا پر رنگ تر از قبل به انتخاب های مسیر خود بپردازند. انتخاب مسیر اصلی دو نفر اصلی تیم کشاورزی، کشاورزی صرف بود به همراه یک تئوریسین و منبری شدن و روحانی شدن. و انتخاب رهبر گروه در این مقطع تا به ثمر نشستن کشاورزی کشاورزی بود و بعد هم خواندن دروس صرف حوزوی تا مرحله اجتهاد و سپس معلم شدن برای جامعه. بقیه افراد دنباله رو این گروه شدند. فعالیت های خود را حول و حوش همین کار کشاورزی تعریف کردند و با پوشش تحقیق در زمینه آب و زمین و مالکیت و ... دور و بر کار کشاورزی باقی ماندند. و عملا شدند دنباله رو و نه پیشرو. این گروه دنباله روان زمین بازی خود را ندارند و تاکنون مدام تغییر اولویت داده اند. به هرحال با این انتخاب مسیرها، سال سوم کار کشاورزی در حالی دارد شروع می شود که حالا تیم اقتصادی تصمیم گرفته است مجدد زمین اجاره نماید و در زمینی نزدیک به شهر( زمین پار+یاب+ی) بابای یکی از اصلی ترین افراد تیم کشاورزی و تیم اقتصادی به کار کشاورزی مشغول شود. حالا زمین اجاره شده و بناست آب شیرین کن نصب نمایند و دو هکتاری هم زمین مهیا شده است تا برای سومین سال کشت سبزی را آغاز نمایند. این در حالی است که مسائل خانوادگی و تغییر در زندگی برخی از افراد گروه مهم ترین دغدغه ی این روزهای افراد است. امسال سال بسیار حیاتی و تأثیرگذاری برای فعالیت بچه های گروه است. نمیدانم چقدر به موفقیت نزدیک شوند اما هرچه هست پای مرگ و زندگی در میان است. رهبر گروه خودش با بیشمار مشکلات دست و پنجه نرم می کند. امید داریم از همهی این مشکلات سربلند و رو به جلو بیرون آید.
27/6/1400