سلام،
فرارسیدن سال نو رو به همه ی هموطنان عزیز و همراهان گرامی رادیو سیزده تبریک میگم و آرزو میکنم سالی سرشار از آرامش، شادکامی و رشد و جهش و پرش پیش رو داشته باشید.
ما تلاش خواهیم کرد در سال جدید و اغازین روزها وماه های قرن جدید با محتوای اثربخشتر و پربارتری در خدمت شما دوستان و همراهان باشیم.
سال ۱۴۰۰ اومد و مهمترین مسأله کشور در همین ماه های ابتدایی این سال انتخابات ریاست جمهوری است که در ۲۸ خرداد انجام خواهد شد.
از انتخابات چه خبر؟؟ سوال خیلی های است که پیگیر اخبار و اوضاع و احوال انتخابات هستند.کی میاد کی نمیادها این روزها در خیلی از جاه ها شنیده میشه، رئیسی میاد؟ احمدی نژاد تأیید میشه؟ حسن خمینی میاد؟ مردم، مردم اصلا" تو انتخابات شرکت می کنند یا نه؟ مشارکت چقد میشه؟ و پرسش هایی از این دست در اکثر جمع ها شنیده میشه و تحلیل میشه و رئیس جمهوری هم انتخاب میشه و پرونده انتخابات هم بسته میشه. انچه در این میان حائز اهمیت است و اطلاع از آن برای شما شنوندگان عزیز رادیو سیزده راهگشا خواهد بود اگاه شدن شما ازوضعیت واعلام مواضع جریان های سیاسی رایج در کشور و تحلیل های کمتر شنیده شده در بازه زمانی تا روزهای پایانی خرداد است که اگر خدا عمری دهد و کرونا مهلت بده، شما را ازآنخبرها و تحلیل ها آگاه خواهیم کرد.
با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری در ۲۸ خرداد ۱۴۰۰، جریان های سیاسی کشور پرکارتر از قبل شده اند آنها به همراه لشکر رسانه ای خود هر روز خبرهای داغ ورنگارنگ و پر سر و صدایی را از وضعیت و شرایط خود و حرف ها و گپ و گفت های کاندیداهای احتمالی خود در فضای رسانه ای کشور منعکس می کنند.
مثلا" در جبهه ی اصلاحات که به نظر میاد تیم های عملیات روانی متعددی را در پشت سر خود دارد تاکنون (بشمار: یک) علی مطهری، (دو)محمد علی افشانی،(سه) مصطفی کواکبیان و(۴)محسن رهامی رسما نامزدی خود را در انتخابات اعلام کرده اند. و چهره هایی مثل سید حسن خمینی، محمد جواد ظریف و محمد رضا عارف، مسعود پزشکیان و محسن هاشمی و خواهرشون فائزه خانوم هاشمی که خودش گفته من میدونم رد صلاحیت میشم اما میام و سورنا ستاری و چندین چند نفر دیگرگزینه های محتمل نامزدی این جریان در انتخابات هستند. از طرف دیگه در جبهه ی اصولگرایان نیز همین تعدد کاندیداها به چشم می خورد ( بشمار: یک عزت الله ضرغامی دو سعید محمد) که این دو نفر رسما" اعلام نامزدی کرده اند. ادامه بدیم دوباره بشمار یک: محمد باقر قالیباف،دو: ابراهیم رئیسی، سه: سعید جلیلی، چهار: محسن رضایی و برخی افراد کمتر شناخته شده دیگر از گزینه های احتمالی نامزدی انتخابات خردادماه هستند.
وایسا وایسا وایسا.........
محمود احمدی نژاد و علی لاریجانی چی شد؟!!
احمدی نژادیها که با یک برنامه از پیش تعیین شده از ۲۲ بهمن ۹۹ رسما کلید حضور در انتخابات رو زده بودند، و با اظهار نظر جناب حداد عادل که خود را در جایگاه شورای نگهبان قرارداد و احمدی نژاد رو رد صلاحیت شده دونست و احمدی نژاد وتیم رسانه ایش هم حسابی از خجالتش دراومدند بنظر همچنان امیدوارند که بتوانند از فیلتر شورای نگهبان رد بشن و وارد کارزار انتخابات بشند. اتفاقی که خیلی سخت بنظر میرسه و در صورت تأیید به احتمال زیاد خیلی از معادلات رو به هم خواهد ریخت اما با این وجود هر روز شاهد تحرکات و فعالیت های بیشمار او و تیم رسانه ایش هستیم که هرروز یک خبری را به سرتیتر خبرهای انتخاباتی وارد می کنند.
در مورد علی لاریجانی هم نکته ای که می شود گفت اینکه همچنان به شرایط دو زیستی خود ادامه می دهد و زیرکانه تحرکات سیاسی این روزای کشور رو دنبال می کند تا به وقت لازم خود را برای غواصی در دریای سیاست آماده کنه.
اصلاح طلب ها که این روزها سخت در حال تلاشند تا خود را از زیر بار عملکرد وفعالیت های دولت جناب روحانی خارج کنند نگرانی اساسیشان شورای نکهبان است اونها گفته اند که هرچه گزینش شورای نگهبان ممیزی تر باشه مردم نسبت به انتخابات مأیوس تر می شوند. آنها فعالیت های خود را منوط به تصمیمات شورای نگهبان کرده اند و رسما" اعلام کرده اند اگر شورای نگهبان قصد رد صلاحیت کاندیدای اصلاح طلبان داشته باشد اصلاح طلبان رغبتی برای شرکت در چنین مسابقه ای نخواهد داشت.
از طرف دیگر در حالی که بخش زیادی از تحلیل گران شانس پیروزی جریان اصولگرا در انتخابات خردادماه را بالا می دونند اما برخی دیگه معتقدند عدم وحدت برروی یک فرد خاص در میان افراد معرفی شده این جریان رقابت راغیر قابل پیش بینی کرده است. و جمعی دیگر نیز اعتقادی به وحدت به هر قیمت و با هر شرایط را زیر سوال می برند ومعتقدند وحدت در جایی باید صورت بگیرد که اشتراک گفتمانی وجود داشته باشد نه اینکه از ترس جریان رقیب وحدت سهم خواهی انجام گیرد و فردای انتخابات هر کس دنبال تکه ی خود از کیک قدرت باشد.
به هر حال طی یکی دوماه آینده خبرها و اتفاقات بیشمار و متنوع و بعضا" طراحی شده ای رو بر روی صحنه ی فضای سیاسی و انتخاباتی کشور خواهیم دید.
آنچه گفتیم خبرهایی بود که بر روی درگاه خبرگزاری ها و سایت های خبری جریانات سیاسی کشور وجود داشت اما سوال اساسی که وجود دارد این است که در این حجم عظیم از فعالیت ها و کنشگری ها، مردم در کجای ماجرا هستند و چقدر از پروسه ی تعیین کاندیداها با توجه به نظر و نیاز مردم صورت می پذیرد؟
حرف مردم و حرف از دردهای مردم در این فضای بلبشو گم است و در این فضا جریان های سیاسی و وابستگان رسانه ای آنها هستند که تلاش می کنند با شگردهای رسانه ای افکار عمومی را جهت دهی نمایند و به بهانه ی گرم کردن تنور انتخابات سردرگمی برای مردم بوجود آورند و قدرت تصمیم گیری را درآنها مختل نمایند.
براستی اگر جریان های سیاسی و دلداده های نان خور آنها و رسانه های وابسته ی اشان به آزادی مردم احترام بگذارند نتیجه ی انتخاب های مردم واقعی تر و مسئولانه تر نخواهد بود؟
این روزا که دولت دوازدهم روزهای پایانی خود را سپری می کند وقتی به سال ۹۶ برمی گردیم می بینیم که نان خورها و ریزه خورها ی سیاسی و فرهنگی و هنری به چه میزان به رأی مردم جهت دهی کردند ولی امروز شوربختانه هیچ کس مسئولیت ناکارآمدی ها و مصائب و مشکلاتی که بر کشور در این مدت رفته است را برعهده نمی گیرد.
دیروز تو صف نونوایی با جوانی ۲۰ ساله سر صحبت و باز کردم می گفت من نه اصلاح طلب می دونم چیه و نه اصولگرا، انتخابات شرکت میکنم ولی باید برنامه های نامزدها رو ببینم و خودم انتخاب کنم. با خودم فکر کردم چقدر از مردمی که در انتخابات شرکت می کنند بدور از نگاه به اسامی و جناح بندیهای سیاسی اینگونه انتخاب می کنند؟
اگر ما مردم استقلال رأی خود را بازیابی کنیم و بدور از این دوگانه های پرسپولیسی و استقلالی ایجاد شده در عرصه ی سیاسی کشور از این دوگانه ها عبور نماییم و راهکارهای اداره کشور را از دل عملکرد گذشته نامزدها و در صحنه ی انتخابات ارزیابی نماییم قطعا ما مردم گام بزرگی را برای خارج شدن از زیر یوغ قیمومیت سیاسی جریان های سیاسی برداشته ایم و نتیجه ی مطلوب تری را برای آینده ی کشور رقم خواهیم زد.
وقتی به گذشته ی انتخابات های ریاست جمهوری در دوران ۴۲ ساله ی جمهوری اسلامی نگاهی گذرا می اندازیم هر چه به جلوتر آمده ایم از نقش مردم در این عرصه ی سرنوشت ساز کاسته شده و نقش پدرخوانده ها و الیت های فکری و شومن ها و سوپرمن ها اضافه شده است. اتفاقی که به مرور زمان باعث کاسته شدن نقش مردم در همه ی زمینه ها بالاخص مشارکت واقعی در انتخابات ها شده است.
روزگاری نه چندان دور و در اوایل دهه ۶۰ وقتی محمد علی رجایی بعد از ۲۸ روز که بر مسند ریاست جمهوری بودند در انفجار دفتر نخست وزیری به شهادت رسیدند و انتخابات زودهنگام در دستور کار نظام قرار گرفت. این مردم بودند که پا به صحنه گذاشتند و صحنه گردانی اصلی ماجرا شدند. علیرغم اینکه کشور در شرایط جنگی قرار داشت، کشور در محاصره اقتصادی بود، نهادهای برآمده از انقلاب از انتظام مناسبی برخوردار نبودند و در این شرایط مردم با درک بالا از آن شرایط پیچیده کشور در معرفی، تبلیغ و انتخاب رئیس جمهور آن دوره یعنی سید علی خامنه ای صحنه گردان اصلی ماحرا شدند و سنگ تمام گذاشتند. آنها در زمین بند نبودند، آرمان های بلند انقلابشان آنها را از شرق و غرب بی نیاز کرده بود و ایجاد یک جامعه توحیدی و بدون فاصله های طبقاتی و بدور از بالا و پایین های جوامع انسانی غیر توحیدی در نگاه بلندشان بود. و چوب سحرانگیز خواسته هایشان را به آدم های قد بلند عرصه ی سیاسیت می زدند ومعجزه ی مردم را بوجود می آوردند. مثل امروز نبود که مفاهیم در این حوزه آنقدر از معانی تهی شده است که هر کسی به خودش جرأت می دهد خود را در این انقلاب با آن شعارهای متعالی آغازین راه در معرض انتخاب مردم قرار دهد.
آن روزها نه بازی ها و شیطنت های رسانه ای در این حجم وجود داشت و نه شیطنت ها و کارشکنی ها می توانست بر روی خواست مردم تأثیرگذار باشد. آن روزها نه سهم خواهی ها و امتیاز طلبی ها در میان بود و نه سیاست ورزی اینگونه آلوده به باندهای ثروت و قدرت شده بود. مردم مسئولین خود را صادق می دیدند و این ویژگی آنان را وا می داشت خود دست به کار شوند و برای معرفی و انتخاب فرد مناسب برای مناصب سیاسی به جامعه همت و تلاش نمایند. اینگونه است که هیچ کس نگران مشارکت پایین مردم نیست. مثلا" در انتخابات سومین دوره ی ریاست جمهوری که منجر به انتخاب سید علی خامنه ای به عنوان رئیس جمهور شد ۹۵ درصد از واجدین شرایط به او رأی می دهند هر چند در آن دوره بدلیل وجود نخست وزیر در ساختار حاکمیتی کشور عملا" ریاست جمهوری جایگاه اجرایی بالایی نداشت اما جمهوریت در بالاتربن سطح خود نقش آفرین بود و بدین سان نظام پشتوانه ی عظیم مردمی را در تمامی مسائل و مشکلات آن روزها به همراه خود داشت و بن بستها را یکی پس از دیگری پشت سر می گذاشت.
امروز اگر بناست جمهوریت در این سرزمین به مجد وآقایی خود بازگردد نخستین گام این است که گروه ها و جناح های مختلف سیاسی اجازه دهند مردم با آزادی بیشتری خود وارد صحنه شوند واز قیم بازی برای مردم دست بردارند چرا که انتخاب از پشت درهای بسته ی سیاست با ملاحظه ی سهم خواهی های جریان های قدرت و ثروت آبی را برای مردم بجوش نخواهد آورد. در صورتی که اگر این نقش اندک و این میدان بازی اگر ازمردم گرفته شود حاکمیت در همه ی انتخابات ها باید نگران کاهش مشارکت باشد. امری که در صورت ادامه مشکلات زیادی را ایجاد خواهد کرد که کمترین ولی سهمناک ترین آن شکاف عمیق بین مردم و نظام را موجب خواهد شد.