دوگانه های کاذبی که عمرجریان انقلابی را هدر می دهد
کلمه جریان انقلابی که این روزها در ادبیات سیاسی ما و در زبان مسئولین سیاسی ما زبان به زبان می چرخد و در هر محفلی که حاضر می شویم از این اسم بسیار یاد می شود عمی به درازای انقلاب دآرد اما آنچه که بیش از هر چیز باعث شده که این کلمه ورد زبان ها بیفتد حضور دیگری است که پر قدرت 8 سال تمام مناسبات سیاسی، فرهنگی و اقتصادی مملکت را به نفع جریان غربگرای حاضر در بدنه ی جمهوری اسلامی مصادره کرده بود. این جریان جالا در قدرت نیست و جریانی با اما و اگرهایی در رأس دولت و قوه اجرایی کشور قرار گرفته است که زخم خورده آن 8 سال سیاه است و برای پیدا کردن یک هویت مستقل در بین تکثرهای موجود درون خود اصطلاح جریان انقلابی را برای خود ساخته است. اصطلاحی که شاید بتواند در مقابل دیگری قدرتمندی این تکثرها را به وحدت برساند. اما در درون این جریان به اصطلاح انقلابی چه اتفاقاتی رقم خورده است که اینگونه تشتت وجود دارد؟ مگر دال مرکزی همه ی گفتمان های به اصطلاح مذهی و انقلابی ولایت نیست؟ مگر عمود این انقلاب ولایت نیست؟ چس چه شده است که اینقدر پراکندگی در فهم از مسائل در بین این جریان وجود دارد. معتقدم سالیانی است که جریانی که نام انقلابی را نیز یدک می کشد با شیوه های مختلف و با ابزارهای مختلف و توسط جریان های سیاسی و اصحاب قدرت به بیراهه رفته است و نتوانسته است متناسب با آرمان ها و در قد و قواره آرمان های بلند همان انقلابی که نامش را برخود گذاشته است حرکت نماید. انقلاب را در یک تاریخ نگه داشته است و خودش مشغول شده است به بازی ها و زمین بازی های که جریان قدرت و اصحاب متنفذ ثروت برای او تعریف کرده اند. جریان به اصطلاح انقلابی دو رنج عمده می برد یکی اینکه نه توانسته است انقلاب و آرمان های بلندش را خوب بشناسد و متناسب با آنها در هر زمان و تاریخ حرکت کند و نتوانسته است متناسب با بازی های اصحاب ثروت و قدرت خود را مسلح به شناخت بازی های آنها کند و لذاست که در حالت عادی جامعه در خلسه ای فرو رفته است که حتی انقلابی نما هایی بسیاری سرخورده از شرایط موجود فقط چشم انتظار تغییر و تحول از بالا هستند. مدام در دو گانه های کاذب ساختگی گیر می کنند و هیچگاه متوجه نگاه جامع دین و نگاه جامع انقلاب و متفکرین انقلابی نمی شوند. یک روز دوگانه عدالت و آژادی آنها را در یک سمت قرار می دهد و می مانند در اینکه کدام اصل است. یک روز در دوگانه عدالت و معنویت ؟ یک روز هم در دوگانه ی کار عملی و کار فکری و دو گانه های بیشماری که مدام تولید می شوند و این جریان متکثر حیران می ماند. چنگ می زند و خودش را مشغول به هر کاری می کند و هر کسی با اندک تجربه و سوادی می تواند او را بک اولویت بکشاند. چرا این اتفاق افتاده است و راه برون رفت از چنین وضعیتی چست؟ اینکه چا این جریان انقلابی دچار چنین بلیه ای شده است ناشی از دور کردن این جریان از آن فکر اسلامی نابی است که خمینی و خامنه ای علمدار او بوده اند و عده ای از همین خواص و بزرگان توانسته اند با سواد و تجربه ی خود و با بیان و عرضه ی خود جریان انقلابی را باب میل خود به یک سمت مورد دلخواه خود بکشانند. اما اینکه چگونه می توانیم از این شرایط بیرون آییم بازگشت به همان آرمان ها و همان اولویت های اول انقلاب است بدون کم و کاست. ما باید راهی را که در بهمن 57 شروع کردیم در همان مسیر و با سرعت بشتر و در گام دوم انقلاب جسورانه تر و با تجربه تر از گذشت ادامه دهیم و بتوانیم با شناخت بازی هایجرین رقیب و با ایجاد یک مجموعه با افکار و آرمان های بلند و با کار عملی جدی و مبارزهی بی امان در تببین و کار فکری خودمان را برای روزهای پیش رو آماده نماییم.