حل شدگی در جمع یا هویت مستقل فردی
وقتی با جمعی شروع می کنی به حرکت کردن، توقعات و انتظارات متقابلی هر دو طرف از همدیگر دارند که این انتظارات باید متناسب و از شرایط و موقعیت برابری برخوردار باشد تا رابطه ی دو طرفه حفظ شود و هر دو طرف احساس موفقیت و منفعت از این همراهی را در درون خود داشته باشند. اگر همراه شدن با یک جمع سبب شود که آدمی هویت مستقل و فردی خود را بالکل فراموش نماید و مستحیل در آن تفکر جمعی شود آن فرد دانسته یا نادانسته در زمین دیگران و در مصدر مسأله ی دیگران حرکت می کند. مادامی که این فرد نداند هر حرکت و تحرکی که انجام می دهد چقدر می تواند او را و جمع همراه شده در راستای یک آرمان بلند چگونه بهتکاپو وادار می نماید نمی توان به این فرد امید داشتن یک استقلال فکری و برنامه ی مسقل هویت ساز فردی داشت.
تصور کنید با یک جمع به دلایل مشترکی مثل اهداف مشترک در زندگی سیاسی و اجتماعی و فرهنکی و یا داشتن آرمان ها و آرزوها شبیه به هم و یا اعتقادات مشترک، مسیر نسبتا زیادی را همراه می شوی، نحوهتعامل شما با تک تک آن افراد و با هویت جمعی شکل گرقته چگونه باید باشد. چگونه باید مناسبات متفاوت شکل گرفته را مدیریت و ساماندهی کرد یه نحوی که بهترین بازدهی و کمترین چالش ها را برای شما به وجود آورد. اینکه این جمع بر سر چه اشتراکاتی به توافق رسیده اند و این اشتراکات بین الاذهانی چقدر می تواند مقوم این ارتیاط های ایجاد شده باشد و اینکه این ها چقدر می تواند زمینه های حرکت در شما به عنوان یک انسان دغدغه مند را ایجاد کند باید در باره آن ها اندیشید و برای خود به جمعبندی برسی تا بتوانی جایگاه و موقعیت خود را در این هستی آن به آن و لحظه به لحظه تعریف نمایی و براساس آن حرکت نمایی. اگر این اتفاق در شما رقم نخورد و شما نتوانی برای خودت این را حل نمایی، مدام برده ی دیگران خواهی بود، دیگرانی که مدام زمین یازی تعریف می کنند و طبق نقشه ی ذهنی خود زمین های بازی گوناکونی را به خدمت می گیرند و برای هر شرایط آدم های مورد نیاز خود را می سازند تا بهره ی مناسب خود را طبقه پلن خود از آنها داشته باشند. فلذا این شما هستی که باید زمینه ها و شرایط را برای خودت ارزیابی نمایی و نسبت خودت را با آرمانها و اهداف و برنامه های مشترک یک جمع شفاف و روشن نمایی.