سرگرم زندگی بودیم، نه اینکه الان نیستیم، اما آن وقت ها مدام در زمین دیگران دین داری می کردیم. هرکس که قدرت و توان بیشتری در اقناعمان داشت مدتی ما را به بازی می گرفت و بعد که روحمان ارضا نمیشد رها می کردیم. و بهترین سال های عمرمان را در بی خبری و در در به دری گذراندیم، سالهایی که می توانست ما را تا دور دست ها جلو بیندازد و فرسنگ ها با آدم های معمولی فاصله ایجاد کند اما نشد که نشد و‌نبود که نبود و ما هم در این سرگردانی های رایج عصر خود مدام از این جا به آنجا، از این سمت به آن سمت کشیده میشدیم. حالا که عمرمان به سراشیبی افتاده در یک پیام دیگر و پیام بر دیگر و زمینی دیگر شروع کرده ایم بیش از دو سال است پیام را دریافت کرده ایم، مهمترین تفاوت  این پیام با پیام های قبل این است که پیام و پیام رسان اصل را برحرکت جمعی در‌کنار رشد فردی ملاحظه کرده اند یعنی بنا نیست  و بنا ندارند که بدون یک جمع تشکیلاتی حرکتی صورت پذیرد و‌قرار نیست که استعداد و علاقه ای سرکوب شود. انتخاب مسیر ها در راستای علاقه و استعداد و‌نیاز می تواند با قدرت و با همراهی دیگر اعضا می تواند و‌باید انجام شود. هیچ کس خودش را جدای از دیگری نمی داند و‌برای حرکت اجتماعی تأثیرگذار می بایست در کنار همدیگر باشند و با اصول و‌مبانی مشترک حرکت نمایند. و ده ها حسن دیگر که با هر نوع نگاهی بخواهی به مسأله نظر کنی چه از دید اسلام نابی صرف و‌چه از دید رشد فردی صرف، بسیار متفاوت و رو به جلو تر از باقی کارها و فعالیت های است که در سال ها ی گذشته و در دوران جوانی با گروهپهای مختلف داشته ام.

اما مهمترین عیب این حرکت که بیش از  دو سال است همراهی کرده ام، تطابق دادن و صفر و صدی نگاه کردن به ماحراهای تشکیلات پیامبر و مبارزه ی تشکیلاتی ائمه علیهم السلام با فعالیت های تقریبا کم ارتباط با ساختار امروزین جامعه اسلامی جمع تشکیلاتی خودمان است که بدلیل ضریب ندادن به زمانه و عدم شناخت دقیق و صحیح از زمانه ای که در آن قرار داریم‌و‌نیاز امروزین جامعه و تطابق متناسب با سیره نبوی حرکت را دچار مشکل خواهد کرد و باعث تنگ شدن دایره آدم های دور و‌ بر تو خواهد شد.

در حالی که میتوان با الگوگیری متناسب و با شناخت بهتر زمانه و پیدا کردن خط و ربط های متناظر حرکت اصولی و قابل اتکاتر و مؤثرتری را در راستای آرمان مبارزه صورت بندی کرد.