در این چند روز به شدت ذهنم درگیر بوده است و خدا نیاورد روزی که تو در خانواده ی پدری و مادری و بین خواهران و برادرانت و بین نزدیکان خونیت، بین کسانی که همه در یک رحم رشد کرده اید و خون یک پدر و مادر در وجود شماست به هر دلیلی اختلافی رقم بخورد. و آنوقت است که تو زندگیت و شب و روزت و خواب و بیداریت همه مشغول حل و رفع و‌رجوع این ماحرا هستی. بخصوص وقتی که در خانواده کس دیگری هم نیست و یا لااقل کس بیطرف دیگری نیست که سینه ی خودش را محل اسرار همه ی اعضای خانواده کند و فقط گوش شود تا به وقت لازم بتواند صدایش را بلند کند، داد بزند و از عمق وجودش بر سر خواهر یا برادری آوار شود و بگوید بسه دیگگگگگگگه، تمومش کن، چقدر دو دستی چسبیدی به خودت و‌گندهای وجودیت رو میزنی بالا، بس کنید، تو‌را خدا بس کنید. و حالا ابن روزها بشدت احساس خستگی میکنم، احساس میکنم‌ ذهنم حالت یک دونده ی دوی ماراتنی رو‌داره که در یک مسابقه ی نفس گیر دوومیدانی شرکت کرده و در میانه‌راه نفس نفس زنان به‌راه رفتن‌افتاده است ولی با خودش عهد کرده است لحظه ای ننشیند و ادامه دهد تا خودش را به خط پایان برساند . و اکنون حال من است که اینگونه خسته و‌کوفته در وسط این میدان نفس هایم به شماره افتاده است. نمیدانم می توانم خط پایان را به‌خوبی به پایان ببرم یا نه، اما خدا رو شکر خودم را تنها نمی بینم. اگر پا در حل این‌بحران‌های خانوادگی گذاشته ام، از این روست که پشتیبانم‌خداست، دلم‌قرص است که رضای او از هزاران به به و‌چه چه دیگران‌ برایم قیمتی تر است و من نه برای دلخوشی این عزیز یا آن عزیز اینگونه‌برای خودم درگیری ذهنی ایجاد کرده ام بلکه‌اول از‌هر چیزی گره‌گشایی از مشکلات بنده های خدا برایم مهم و ارزشمند است و حال‌وقتی‌این‌ بنده های خدایی بعد از بنده ی خدا بودن با تو‌نیز ارتباطی رگ و خونی دارند یقینا مسأله مهم‌تر و اولویت دارتر‌است. 

همه ی این رنج ها و‌دردها را به‌جان می خرم، همه ی این خستگی ها و دل نگرانی ها، اضطراب ها و استرس ها را به جان می خرم تا بتوانم مشکلی را حل کنم، خدایا تو‌کمکم کن، توانی ده تا بتوانم ملجا ی برای حل کردن رنج هرکسی باشم که بنده ی توست‌و من کمنرین با حرکتی و با یک گام کوچکی بتوانم گرهی را باز کنم. 

از تو ممنونم خدا برای همه ی آنچه به من داده ای و‌از تو‌می خواهم به حق این ماه رمضان عزیزت هیچگاه پشتم را خالی نکنی تا بتوانم در همه ی میدان هایی که باید باشم حضور داشته باشم و رنجی را بکاهم، غمی را بردارم، غصه ای‌را از‌دلی پاک کنم، مظلومی را دادخواهی کنم، ظالمی را برجایش بنشانم.

یا ارحم الراحمین.

۵ رمضان المبارک ۱۴۴۲ ه.ق

۲۹ فروردین ۱۴۰۰