تقریبا سه ماهی میشه که شروع کردیم و در قالب پادکست یک سری تولید محتوی درمورد انتخابات 1400 را در فضای مجازی منتشر می کنیم. با یک تیم خوب و تقریبا یکدست شروع کردیم و تقسیم کاری انجا دادیم از تولید محتوی، صداگذاری و آهنگ گذاری و تدوین کار. تجربه بس گرانسنگی بود. در همین مدت احساس می کنم به ضعف های خودمان واقف شدیم و دانستیم که هنوز طفل راهی هستیم که برای رسیدن به مرحله رشد خیلی باید راه را طی نماییم. آنچه مرا بیش از پیش مصمم کرد که مستحکم تر راه را ادامه دهم. حضور عزیزانی است که مشفقانه راهنماییم کردند و باعث شد که روز به روز بهتر شویم. و امروز می توانم بگوییم به هیچ وجه موعیت ما موقعیت سه ماه قبل نیست. به هر حال رسالت و وظیفه و عشقی بود که ما را به جلو می برد و ان شاالله با اراده های مستحکم و با شناخت عمیق تر مسیر اصلی زندگی که همان مبارزه برای احیای امر توحید در جامعه و ایجاد یک جامعه ی توجیدی است آینده ای روشن را فراروی خود می بینیم. 

ما شروع کردیم به آگاهی بخشی به جامعه، و بعد در مقام تحلیل برآمدیم و بعد راه رفتیم تا با چالش های تحلیل روبه رو شدیم و همه ی ذهنیت هایمان به هم ریخت. تلاش ما این بود که آگاهی نسبت به امر سیاسی را بالا ببریم و بتوانیم برای مردم قدمی برداریم. تصور می کردیم وظیفه آگاهی بخشی به جامعه در چارچوبه های نظام جمهوری اسلامی برای نیل به آرمانهایی که انسان های فراوانی را در راهش فدا شده بود در این برهه از تاریخ را برعهده داریم و برای همین می خواستیم موثرتر وارد کنش سیاسی شویم و نگذاریم با مشارکت پایین آینده انقلاب اسلامی ایران که چشم امید همه ی آزادی خواهان عالم بهش معطوف شده است در خطر قرار گیرد. عمر گذاشتیم. تحقیق کردیم و برای تولید محتوی و ارائه کار ساعت ها وقت صرف کردیم. اما به یکباره درحالی که همه چیز خوب پیش می رفت شورای محترم نگهبان با یک حرکت آکروباتیک فضای سرد انتخاباتی را منجمد کرد تا در این فضای سرد و یخ زده مردم نامیدانه تر از قبل تصمیم بگیرند برای آینده سیاسی کشور با عظمت و انقلابی شکوهمند که حالا در خطر جدی حذف یکی از ارکان اساسی انقلابش بود. جمهوریت به عنوان رکن اساسی نظام به راحتی به مسلخ می رفت و رهبری معظم نیز علیرغم توصیه به جبران ظلم کاری نمی توانست کند. در این شرایط همگان دوست و دشمن به نظاره نشسته بودند تا جمعه 28 خرداد فرا رسد و ببینند مردم چگونه برخورد می کنند با این کودتای علیه جمهوریت. ما که مأیوس نشدیم. چون معتقد بودیم باید رو به جلو حرکت کنیم. ما تا بن دندان به آرمان های بلند این انقلاب معتقد بودیم و برای عظمت خمینی و خامنه ای به عنوان رهبران این نظام و متفکرین برپایی و حفظ این نظام که مجاهدت های فراوانی نموده بودند تمام قامت ایستاده بودیم. نمی خواستیم یأسی در دل ها رخنه کند با همه ی ناملایمت ها که می دانستیم و با همه ی دردها و رنج های که می دانستیم مردم به آن مبتلا هستند. پس از بحث ها و گفتگوهای فراوان تصمیم گرفتیم تا فردی را بیشترین نزدیکی فکری را به جریان فکری ما دارد انتخاب کنیم و برای رئیس جمهور شدنش تلاش نماییم و به مردم آگاهی لازم را بدهیم. همین کار را کردیم. ما با قاطعیت به سعید جلیلی رسیدیم. هر چند او را نماینده تمام تفکر خود نمی دیدیم. اما او را یک سر و گردن از 6 نفر دیگر برتر و بالاتر می دیدم . و تلاش کردیم و می کنیم و امروز که فقط 4 روز تا 28 خرداد 1400 مانده، همه ی زخم و زبان ها را به جان خریده ایم اما بیمی نداریم چرا که نه برای فدای انتخابات کیسه ای دوخته ایم و نه ترسی از حذف از بازی بازیگران ثروت و قدرت داریم. رسالتی است که از اعتقادمان می جوشد و معتقدیم که هیچ حب و بغضی را دخیل نکرده ایم. آنچه تا امروز از دین و از اسلام فهم کرده ایم را یکجا جمع کرده ایم تا خدایی نکرده نفسانیاتی در میان نباشد . و فقط و فقط رضای خدا و دردهای مردم است که اینگونه ما را به تلاش واداشته است تا سرنوشت را از نو بنویسیمو بازگو کنیم. نتیجه هرچه شد رضایت خداست که برایمان مهم است.

24 خرداد1400