بازگشت به خویشتن
به کدام خویشتن می خوانی مرا؟ به کدام خویشتن باید بازگردم؟ من و هویت من چه بوده است؟ من پای در کدامین سرزمین باید بگذارم تا بتوانم به هویت اصیل خودم رجعت کرده باشم؟ هنگامی که از بازگشت به خویشتن صحبت می کنیم از رجوع به اصالتی حرف می زنیم که در سرمین باور و اعتقاد ما وجود داشته است و از پی سالها مبارزه امروز به دست ما رسیده است. هرچند دست تحریف در طول سالیان سال تلاش کرده است تا هیچگاه آن هویت حقیقی باز آفرینی نشود. اما مبارزه ی مردان مردی که خون داده اند تا نگذارند خط سیر آرام و حرکت خاموش اما بیدار این مسیر روشن و سرزنده بماند تا اگر امروز ما بتوانیم از بازگشت به خویشتن صحبت کنیم نشانی از خویشتن را و ردپای آن را بتوانیم پیدا کنیم. بازگشت به خویشتن از هویتی صحبت می کند که از نبی مکرم اسلام شروع می شود و با علی علیه السلام و ائمه طاهرین در طول 250 سال ادامه می یابد و در طول عمر این ذوات مقدسه رنج ها و مبارزه ها و شمشیرها برای برپایی حکومت عدالت الهی در عالم کشیده می شود و یک رگه ی باریکی از آن با همه مصائب و مبارزه ها در طول حکومت ها ی ظلم و جور ادامه می باید تا در عصر ما بزرگمردی از تبار مردان مبارزه و جهاد علم باشکوه آن حرکت طوفنده در دل تاریخ را بر سر دست می گیرد تا به همراه شیرمردان همیشه همراه و مبارزش خواست همه ی انبیا و اولیا الهی در برپایی حکومت حق و عدالت را محقق نمایند. و امروز رسالت تاریخی بس سنگسنی بر دوش ماست و ما باید پاسدار همه ی آن خون ها و مبارزه های باشیم که در طول سال های متمادی بر زمین ریخته شده است تا حکومتی بر مبنای همان خویشتن حقیقی که خداوند عالم ترسیم نموده است بدست ما رسد و اگر ما از بازگشت به خویشتن حرف می زنیم خویشتنی است که با ریشه واصیل است و ما باید آن را از دل خروارها خاک تحریف و انحراف بیرون بکشیم و بگوییم که اسلام حقیقی همان هویت ماست و هویت اسلام حقیقی نیز باید در مردان مبارز عصر خود دنبال نماییم مردانی که لحظه ای برای دنیا و نام نشان مبارزه نکردند. بلکه اینها خود را در معرض همه ی ابلائاغت قرار دادند تا درسی باشد برای ما و نسل های آینده. اگر راه خمینی واسلام خمینی اسلام مبارزه حقیقی است پس خط انحرافی که آرمان خمینی را به تحریف می کشد کیست و چگونه باید آن را بازشناسیم و چگونه باید برای دیگران این را روشن نماییم. اگر اسلام خمینی اسلام ناب است چه نسبتی بین خمینی و دیگر مدعیان اسلام دانی و عالم اسلام بودن وجود دارد. امروز ما گریزی نداریم که اسلام خمینی را بیش از پیش بشناسیم و در مقابل اسلام متحجرین مقدس مآب و اسلام خشک مقدس ها را برای جامعه روشن نماییم تا راه آینده و بازگشت به خویشتن ما به راه حقیق خود بازگردد.