امید به آینده
این روزها که خبرهای جور واجوری از درگاه رسانه های کشور در زمینه های مختلف اجتماعی و اقتصادی و سیاسی بیرون می آید چهره ای از نظام را در نگاه اول به ذهن هر خواننده و بیننده ای متبادر می سازد که جز نامیدی و یأس سرخوردگی چیز دیگری را در جان این کالبد و ساختار نظام اجتماعی نشان نمی دهد. نماینده مجلسی که باید پاسدار حقوق مردم و پاسدار قانون باشد وقتی با مأمور قانون مواجه می شود خودش را برتر از قانون که می داند هیچ، با برخورد طاغوتی و با سیلی بر چهره سرباز نظام همه ی هویت نظام را زیر سوال می برد و یا بازیگری که خود در نقش یک معلم و هدایت کننده در فیلم هایش خلق الله را به سمت آرمان های این نظام سوق می دهد حالا فیلم پر می کند و به مردم می گوید که سرمایه هایتان را ببرید و در دبی و در ساخت و سازهای دبی سرمایه گذاری کنید و یا رئیس جمهوری که قسم یاد کرده است که پاسدار ارزش ها و کرامت های انسانی باشد در سند بودجه اش اعتبار می گذارد برای سند 2030 که همه بنیان های اعتقادی نسل کودک و نوجوان این مملکت را به باد فنا خواهد داد و یا دعواها و لفاظی های رئیس جمهور با رئیس مجلس که یأس و نامیدی را تا دوردست ترین نقاط این مملکت و برای همه ی افراد جامعه به ارمغان می آورد. این سیاهه ها همه کافیست تا همه ی دست آوردها و همه جانفشانی ها یی که برای به ثمر نشاندن و رسیدن این انقلاب پس از 40 سال به قله های تعالی و معرفی یک نظام به عنوان الگو در سطح جوامع اسلامی و غیر اسلامی را به یغما می برد. ذهن مردم، مردمی که روزانه می شنوند این سیاهه ها را دیگر چه برایش می ماند تا نسبت به آینده ی این نظام امیدوار باشد؟
اما با این همه من امید دارم، به آینده این نظام سیاسی، نه اینکه از سر سرخوسی و توجیه وضع موجود، بلکه وضع موجود را به خوبی درک میکنم و این سیاهه ها روز به روز در ذهنم رژه می روند بلکه وجود آدم هایی که دیگر فهم کرده اند ماجراها را فهم کرده اند که هیچگاه دلبسته به شخصیت ها و آدم هایی که برای خود نردبانی از شعارها و آرمانها و ایدئولوژی این نظام درست کرده اند و در تثبیت وضع موجود و نگه داشت این حالت تلاشی نمی کنند برای او گذر از این آدم ها رقم خورد است. وجود این ادم ها مرا امیدوار می کند این آدم ها که نه به جریانی وصلند و نه وامدار فرد و یا صاحب قدرتی هستند و نه منافعی برای خود دارند. بلکه اینها همین آدم هایی هستند که آرمان های این نظام را با تمام وجود پذیرفته اند و برای خود درونی کرده اند و در راه تحقق آن همه ی سختی را به جان خریده اند و می خرند. حالا این می تواند یک جوان بسیجی باشد و یا یک عدالتحواه و یا یک طلبه ی حوزه که حتی از حوزه شهریه را هم نمی گیرد که مبادا وظیفه ی پاسداریش از مکتب امام زمانی خود انجام م نداده باشد. من امیدم به همین آدم های ساده ایست که شاید امروز قدرت نداشته باشند ولی بدون شک آینده از آنان است. آینده ای که زودتر از آنچه تصور میکنیم محقق خواهد شد و خواهیم دید با روی کار آمدن دولت جوان و انقلابی که پاسداری از اسلامیت و جمهوریت نظام برایش مسأله است و جغرافیای فکری امامین انقلاب را به خوبی درک کرده است و او در جایگاهی که قرار بگیرد می داند که مردم ولی نعمتند و نه سیاهی لشکری که هرگاه اراده کنند به هر سمتی که بخواند آن ها را بکشانند و آینده روشن است به اذن الله.