زن و زنانگی، مرد و مردانگی
گاهی وقتا ما آدم ها دقت نمی کنیم در تفاوت ها جنسیتی که بین زن و مرد وجود دارد و این را من وقتی خوب فهمیدم که ازدواج کردم وقتی که میدیدیم در طیف رنگ هایی که من می شناختم نهایتش رنگ های آبی، قرمز، سبز، زرد، سفید، سیاه، قهوه ای، نارنجی، بنفش بود ولی خانم طیف گسترده ای از رنگ هایی می شناخت که بعضی هاشون من اسمش هم به گوشم نخورده بود و این در کنار پرداخت به جزئیات که آنقدر با نگاه کل گرایانه من متفاوت بود که کاملا می شد تفاوت جنسیتی را از درون او بیرون کشید. در اینکه تفاوت جنسیتی در زنان و مردان باعث تغییرات و تفاوت های زیادی بین زن و مرد ایجاد می کند شکی نیست، اما این به آن معنا نیست که زنی نمی تواند و نباید ویژگی های مردانه ای داشته باشد و یا مردی نباید و شایسته نیست به هیچ ویژگی زنانگی حتی مهربانی و احساس را در خود داشته باشد. خداوند این جهان را به گونهای خلق کرده است که هیچ مطلقی جز ذات باریتعالی هستی ندارد و زن و مرد به عنوان بشر و اشرف مخلوقات به تبع از این قاعده الهی مستثنی نیستند. زن زن است و مرد هم مرد، با ویژگی های منحصر به فرد و ویزگی های مشترک. یعنی زن در عین زن بودن می تواند مرد باشد و مرد هم در عین مرد بودن می تواند ویژگی های زنانه ای هم داشته باشد و این همان نگاه متعالی به انسان است که فارغ از نگاه جنسیتی به انسان بما هو انسان نگاه می کند. نه زن را ضعیفه و طفیلی وجود مرد می داند و نه مرد را قیم و وکیل تام الاختیار زن می داند. دنیای امروز و جهان غرب زن را از آن هویت حقیقی جدا کرده است و به سمت مردانه شدن سوق داده است مردانه شدنی که زن دیگر زن نیست بلکه مرد است و از خود دور افتاده. دنیای غرب و جنبش های فمنیستی که در غرب شروع شد و به دیگر جوامع نیز کشیده شد در پی افراط های جامعه مردان در طی سالهای سال به زنان، در پی انتقام از مردانه شدن مناسبات همه ی ویژگی های زنانگی را رها کردند و گویا که با شبیه به مردان شدن می توانند حقوق از دست رفته خود را در این مناسبات جنسیتی بازیابی کنند. فارغ از اینکه آنان هر چقدر مردانه پیش روند و از هویت و اصالت خود فاصله بگیرند مردان نیز زورمندانه تر به میدان باز خواهند گشت. و زن بدون در نظر گرفتن جایگاه حقیقی خود، جایگاهی که حداون با شناخت هندسه هستی برای زن تعریف کرده است چگونه بهتر می تواند احقاق حق خود نماید و مردان را متقاعد نماید که به زن به چشم احترام و به چشم یک انسان نگاه کنند؟
زن زن است و مرد مرد و این نه یک تقسیم بندی طبقاتی است بلکه عدالت جنسیتی است که اینها زمینه برتری مرد بر زن و یا زن بر مرد نیست .آنچه در نگاه خداوندی اهمیت دارد تقوا است که برای زن و مرد اعتبار می آورد بر درگاه خداوند.